|
طبق گزارش راديو فردا «مقامات جنبش فتح با متهم کردن ايران و سوريه به حمايت از درگيري در نوار غزه ميگويند که حماس با کمک مالي و نظامي اين دو کشور به دنبال تشکيل کشور حماس است.»
نمرديم و ديديم که سرانجام داستان مضحک «صدور انقلاب» دارد جدي ميشود. مرحوم صادق قطبزاده که از نزديکان امام بود و سپس بهدستور او تيرباران شد، انسان جالبي بود. او دقيقاً گرفتار سرنوشت محتوم اکثر «انقلابيون» شد و بهمصداق واقعي انقلاب فرزندان خود را ميبلعد يا مترادف فارسي آن که ميگويد «هر کسي آن دِرَوَد عاقبت کار که کشت»، بهطرزي بسيار موهن و فجيع بهاتهام جاسوسي از سر راه رقبا کنار گذاشته شد.
يکي از گفتههاي قطبزاده در مورد صدور انقلاب، سالهاي سال نقل مجالس بود. وي روزي در مصاحبهاي که از تلويزيون رژيم پخش شد در پاسخ به سؤالي در مورد صدور انقلاب اسلامي از ضربالمثل عاميانهاي استفاده کرد و گفت روزي کسي شخصي را ديد که در کنار درياي خزر از يک تغار ماست قاشق قاشق در دريا ميريزد. از وي پرسيد چه ميکني؟ گفت دوغ درست ميکنم. شخص عابر پاسخ داد با يک تغار ماست که نميشود در درياي خزر دوغ درست کرد. وي در پاسخ گفت اما اگر بشود خيلي دوغ ميشود!
هر وقت طي اين سالها حضرات از صدور انقلاب سخن ميگويند در ذهن من بياختيار ياد مرحوم قطبزاده و اين پاسخ او تداعي ميشود. بهراستي اگر اين جماعت نيمي از پولي را که طي اين سه دهه صرف صدور انقلاب کردهاند به مصرف بهبود صادرات ايران ميرساندند شايد امروز ما يک کره جنوبي ديگر شده بوديم.
با همه اين حرفها نبايد زياده از حد منفي بود، بلکه بايد در انتظار نشست تا ببينيم در غزه چه خواهد گذشت و آيا از نطفه جديدي که نظام جمهوري اسلامي در دل حماس نشانده است طفلي بهوجود خواهد آمد و يا هيولائي ديگر.
|